
سلامی چو بوی خوش آشنایی
من محمود مونسی سردرودی متولد 1359
هنـــرجوي آواز و خوشنو يســي
از استاد بزرگوارم جناب آقای مظهری (که به حق از برترین اساتید آواز در ایران هستند و در آموزشگاه موسیقی نجوا واقع در تبریز _ چهارراه آبرسان _ ساختمان تشریفات _ طبقه 5 _ روزهای 5شنبه کلاس آواز دارند) قدردانی می نمایم كه زحمات فراواني براي من متحمل شده اند.
محمود مونسي ســـــردرود
آرشيو ماهانه
مرداد 1388
تیر 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
آرشیو کامل مطالب
₪-------------------₪
آرشیو موضوعی
عاشورا پژوهي/محقق و پژوهشگر، محمد صحتي سردرودي
وب سايت رسمي شهر سردرود
سایت اطلاع رسانی شهر سردرود
(English Language) زبان انگلیسی
كشـــــكول
وبلاگ ادبی / حزب همکلاسی
sar2roud
آزادي ، عدالت ، عرفـــان
سر گشتـــه حقيقت
حسرت پرواز با ستاره ها
شبــــــرنگ 10
وبلاگ موسيقي/ نـواهای ایـــرانی
وبلاگ موسيقي/ موسيقـــي اصيـــل ايـــراني
وبلاگ موسيقي/ بزرگان موسيقي سنتـــي ايران
وبلاگ موسيقي/ ســـاز ايـــــراني
وبلاگ موسيقي/ ســـنتـور
وبلاگ موسيقي/ كيهـــان كلهـــر
وبلاگ موسيقي/ مـاهـــــوريـان
وبلاگ موسيقي/ استاد محمدرضا شجريان (ســـرّ عشـــق)
وبلاگ موسيقي/ نهیب
وبلاگ موسيقي/ دود عـــود
وبلاگ موسيقي/ ني زار
هنرپیشه ها و خواننده های قدیمی
وبلاگ موسيقي/ ويلونيست ايراني
وبلاگ موسيقي/ موسیقی اصیل ایرانی
وبلاگ موسيقي/ موسیقی روحوضی و سنتی
وبلاگ موسيقي/ موسيقي بختياري
سایت موسیقی/ فرید آفلاين
وبلاگ موسيقي/ همنوا با سوز ني
وبلاگ موسيقي/ اســـداللّه ملك
وبلاگ موسيقي/ موسیقی ایرانی- محمود صالحی
وبلاگ موسيقي/ تنـــــبور شمـــس
وبلاگ موسيقي/ گروه موسیقی مهرگان
وبلاگ موسيقي/ آثار اساتید موسیقی ایران
وبلاگ موسيقي/ استاد محمود محمودی خوانساری
وبلاگ موسيقي/ عاشقان موسیقی
وبلاگ موسيقي/ ساز ملی ایران زمین
وبلاگ كرامپ نويسندگان
وبلاگ موسيقي/ گلهای گلپایگان
وبلاگ موسيقي/ موسیقی اصیل ایرانی آرام بخش دلها
سایت موسیقی / ردیف آوازی ایران _ اصفهان-گلپایگان
وبلاگ موسيقي/ آواز ایرانی _ کسری
جشنواره ی وبلاگها و سایتهای موسیقی ایران
وبلاگ موسيقي/ نوا
وبلاگ موسيقي/ گالری موسیقی آذربایجان
وبلاگ موسيقي/ کارگاه سنتور نغمه (فروش سنتور هاي حرفه ای)
پيوندهاي روزانه
وبلاگ موسیقی / فرهنگ شریف
آرشیو پيوندهاي روزانه
mahmoud mounesi
Powered By
مکتب آوازی تبریز
موسیقی از نگاه بزرگان : افلاطون
ابونصر فارابی : موسیقی ، علم شناسایی الحان است و شامل دو علم است ; علم موسیقی عملی ، وعلم وموسیقی نظری.
ابوعلی سینا : موسیقی علمی است ریاضی که در آن از چگونگی نغمه ها از نظر ملایمت و سازگاری ، و چگونگی زمانهای بین نغمه هابحث می شود.
بتهون : موسیقی ، مظهری است عالیتر از هرعلم و فلسفه ای . موسیقی هنرزبان دل و روح بشر و عالیترین تجلی قریحه انسانی است.
لئوپددوفن: ریشه موسیقی به عهد کهن ارتباط دارد . درواقع همان روزی که انسان توانست برای نخستین بار خوشیها ورنجهای خود را با صدا نمایش دهد ، مبدأ موسیقی به شمار می آید.
فردریش نیچه : زندگی بدون موسیقی اشتباه است.
امام محمّد غزالی ( در کتاب احیاءالعلوم
) : « در جایی که شتر ـ با پستی طبعش ـ از حداء ( آواز و سرود شتربانان برای راندن اشتران ) متأثر می گردد، چنانچه آدمی از شنیدن غنا و بانگ دلپذیر به وجد در نیاید، از حیوان نیز پست تر است... اگر بهار و گلهای رنگارنگ و رَوح و ریحان آن، یا عود و نغمه تارهایش نیز کسی را به جنبش و نشاط در نیاورد، آن شخص فاسد المزاج و کژ طبع می باشد ».عبدالقادر مراغه ای مقامات موسیقی را به پیامبران منسوب می کند: «... حضرت ابوالبشر (ص) در مقام راست: ربنا ظلمنا انفسنا و ان لم تغفرلنا و ترحمنا لنکوننّ من الخاسرین می گفتی؛ و حضرت موسی (ع) در وادی ایمن در مقام عشّاق، ناله و مناجات کردی؛ و حضرت یوسف (ع) در قعر چاه و زندان به مقام عراق گریستی؛ و حضرت یونس، در بطن الحوت (شکم ماهی)، به آهنگ کوچک فغان کردی، و حضرت داود (ع) در سر قبر اوریا برادرش... در آهنگ حسینی ندبه نموده مناجات می کردی؛ و حضرت ابراهیم (ص) در آتش نمرود در مقام حسینی و نوروز العرب ناله کردی، و حضرت اسماعیل (ع) در غذا (غزا؟) در مقام رهاوی قرآن خواندی و در وقت ذبح در عشاق ناله کردی . »
فلسفه وجودی مخالفت و اختلاف فتاوی در مورد مسأله موسیقی:
1- وجود روایات متعارض ( که مفهوم آنها دال بر اباحه است ). برای مثال چندین روایت نبوی مشهور :
الف - عن ابی جعفر علیه السلام : " و رجّع بالقرآن صوتک فإن الله عزّ و جلّ یحبّ الصوت الحسن یرجّع فیه ترجیعا" ترجمه : از امام صادق (ع) نقل است : ترجیع ( چهچه ) بده به قرآن صدایت را ، زیرا خداوند عزوجل دوست دارد صدای نیکو را که در آن گردش دهد نوع گردش دادنی ( چهچه بزند ). وسائل الشیعه ، ج4 ، ص859
ب - عن الصادق علیه السلام - قال : قال النبی صلی الله علیه و آله ، ان من اجمل الجمال شعر الحسن ، و نغمه الصوت الحسن (کافی ج2 ص 615 - حدیث8 ).
ج - فی الفقیه : « سأل رجلٌ علی بن الحسین (ع ) عن شراء جاریة لها صوتٌ فقال ما علیک لو اشتریتها فذکّرتک الجنة یعنی بقراءة القرءان و الزهد و الفضائل التی لیست بغناء فأما الغناء فمحظور».
ترجمه : مردی پرسید از حضرت علی بن الحسین (ع ) از خریداری کنیزی که دارای صدایی است ، در جواب فرمود : گناهی بر تو نیست اگر خریداریش کنی ، پس او تو را به یاد بهشت انداخت ، یعنی با خواندن قرآن و زهد و فضائل به صدایی که غناء نباشد، و اما غناء آن نهی شده ( غناء باطل ).
د -
« إقرءوا القرءان بألحان العرب و أصواتها » وسائل الشیعه ، ج4 ، ص858 ( که بنا بر تفسیر محقق سبزواری و محدث کاشانی و...منظور از الحان العرب ( شامل هفت الحان : بیات - رست - صبا - نهاوند - حجاز - سه گاه - عجم )، غناست و این دال بر این نکته است که غنای باطل و غنای جایز داریم و اصل غنا مباح است ).
هـ - عاصم بن حميد از امام صادق(ع) پرسيد آيا در بهشت غنا وجود دارد؟ _ امام(ع) در ضمن پاسخ خود به او فرمود: آري، وجود دارد. در بهشت درختي است وقتي نسيم بر آن مي وزد صداي دلربائي از آن شنيده مي شود كه گوشي دلنوازتر از آن نشنيده است و سپس افزود: «هذا لمن ترك السماع مخافة الله» ترجمه : اين لذت براي كسي است كه به خاطر خدا از شنيدن غنا در دنيا خودداري كرده باشد!! ( بحارالانوار، ج 8، ص127).
پاسخ منطقی برای این روایت چه چیز می تواند باشد؟؟! اگر موسیقی حرام است بحث دنیا و آخرت درش نیست ! قضاوت با شما .. !!؟ 2- تمامی روایات موجود در باب حرمت غنا ، روایات واحده و مستفیضه یا مرسله هستند که از منظر گروهی از علماء و اسلام شناسان فاقد اعتبار است ، چرا که آنها احادیث را به دو دسته صحیحه و غیر صحیحه تقسیم می کنند و روایات واحده و مستفیضه و ... در دسته روایات غیر صحیحه واقع شده و از اعتبار ساقط است ، و از طرفی نیز ، روایات متواتره صحیح ، در دسته روایات صحیحه جای می گیرد ، تا جایی که شخصیت بزرگی مثل مقدس ادبیلی (رحمة الله ) در شرح ارشاد کتاب المتاجر ، قسم رابع گفته است : « والاخبار لیست بصحیحه صریحه من التحریم مطلقا » .3- محکمترین دلیل قائلین حرمت غناء ، تمسک به دو آیه شریفه :
-
عبارت (لهو الحدیث) از آیه شریفه " و من الناس من یشتری لهو الحدیث لیضل عن سبیل الله ... " لقمان/6، عبارت (قول الزور ) از آیه شریفه " فاجتنبوا الرجس من الاوثن و اجتنبوا قول الزور ... " حج/30
است که شیخ اعظم انصاری آنها را رد کرده و دلالت آیات را بر حرمت غنا مردود دانسته و تمسک به همان اخبار ضعیف کرده . ( چنانچه در پست قبلی اشاره شد ، دکتر شریعتی نیز این دو آیه را مرتبط با حرمت غناء ندانسته و صراحتا" آنها را رد کرده است ).
شیخ اعظم انصاری در جواب به این دلیل ، فرموده اند که غنا از مقولات صوتی است نه کلامی ، یعنی از دید شیخ انصاری غنا یک کیفیت خاصی از صداست که خواننده آن را ادا می کند نه مضمون کلام . از این رو این دو عبارت " قول الزور" و " لهو الحدیث " که دلالت بر کلام کذب و باطل دارد نمی تواند اشاره به غنا داشته باشد . برای بیشتر روشن شدن معنای این دو عبارت ، می توان به شأن نزول این دو آیه مراجعه کرد ، که توضیح بیشتر در این مجال ممکن نیست.
آنچه از این همه نوشته ها و گفتارها استنباط می شود اینست که مسأله حرمت موسیقی یک مسأله ضروری ، مثل حرمت شرب خمر ، زنا ، وجوب صلاة و صوم نیست و فتاوی در مورد حرمت موسیقی همانند حرمت شرب خمر و زنا و ... اجماعی نیست و اختلافاتی وجود دارد و یا به عبارتی بنا به گفته دکتر شریعتی : « دستگاههای تبلیغاتی شیعه فعلی ، که از توجیه و تفسیر منطقی و تحلیل تاریخی بسیاری از عقاید و احکام خاص شیعه عاجز است ، در برابر انتقاد روشنفکران که : چرا موسیقی - که یک هنر عمیق و مؤثر است و می تواند بسیار هم مثبت باشد - در شیعه حرام شده است ؟ از پاسخ درمانده است ».
نوشته شده در سه شنبه یازدهم تیر 1387 و ساعت 17:24
نویسنده : [ محمود مونسي ســـــردرود ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 بالاي صفحه ]
درود دوستان .
طبق مطالعاتی که اینجانب در مورد حرمت موسیقی از دیدگاه اسلام، طی مدتها بعمل آوردم ، حقیقتا" به شواهد و گفتارهایی از بزرگان دین برخوردم که تاکنون نقل این مطالب را از کسی صریحا" نشنیده ایم. بنابراین وظیفه خود دانستم که این مطالب مفید را گردآوری و طبقه بندی کرده و در اختیار دوستان هنر قرار دهم. امید که اندک تلاش من در تدوین این مطالب مهم ، مورد قبول طبع عزیزان هنردوست واقع شده باشد.
موسیقی در ميان صاحب نظران مشهور اسلامي :
پس از كتاب « الموسيقي الكبير » نوشته فارابی، ابوعلي سينا (375-428) نیز تأليفاتي در اين باره دارد و در هر قرني از سوي مسلمانان در باب دانش موسيقي ، كتب و جزواتي به رشته تحرير درآمده است كه توجه آنان بيشتر به استفاده هاي مشروعي است كه مي توان از موسيقي داشت (موسيقي درماني) و اين مسأله را نبايد با «غناء» يكي دانست، بنابراين علم موسيقي، غير از بكارگيري نامشروع آن است.
حرمت موسیقی از ضروریات دین نیست و علمای بزرگی چه از عامه و چه از فرقه های زیر مجموعه اسلام مثل امامیه ( اثنی عشری ، زیدیه و ... ) و معتزله چون افرادی مثل ، امام محمد غزالی، فیض (محدث) کاشانی در کتاب وافی ، محقق سبزواری در کتاب کفایه و دیگران ... که اینها اصل غنا را فی نفسه مباح می دانند و حرمت آن را بر متعلق آن بار می کنند ، مثلا اختلاط زن و مرد در حین غنا ، اشعار الحادی و باطل که موجب دوری از خدا می شود و از اینطور مسائل ... والا غنا و صوت خوش به خودی خود حرمتی ندارد..
امام محمدغزالي در احياء علوم الدين در موارد متعدد از موسيقي و غنا سخن گفته است از جمله در باب سماع.
غزالي براي غناء، حرمت ذاتي قائل نيست. او موسيقي را بر سه گونه مي داند كه عبارتند از :
1- موسيقي سرگرم كننده و غفلت آور كه بخاطر ضرر و فسادي كه به بار مي آورد حرام است.
2- موسيقي تحريك كننده شهوت كه بخاطر آن كه فساد اخلاقي را در آدمي تقويت مي كند حرام مي باشد.
3- موسيقي اي كه حالات روحاني و توجه به معنويات را در آدمي برمي انگيزد اين گونه از موسيقي، حلال است.
نظرات و گفتارهای فیض (محدث ) کاشانی و محقق سبزواری پیرامون غناء :
« آنچه ظاهر میشود از مجموع اخبار حرمت غناء ، و حرمت آنچه بدان مربوط است _ از اُجرت تعلیم ، استماع ، خرید و فروش و... _ همه مخصوص است به آنچه معهود و متعارف در زمان بنی امیه و بنی عباس بوده که مردان و زنان در آن شرکت می کرده اند و سخن باطل و لهو و لعب بر آن مجلس حاکم بوده ، نه غیر این موارد ».
غناء بر دو نوع است:
1- غناء حق : آن غنائی که متضمن اشعاری است که بهشت و دوزخ را به یاد انسان می آورد و به آخرت ترغیب می کند یا نعمت های خداوند و عبادات و یاد خداوند را متذکر و انسان را در عمل به خیرات و خوبی ها تشویق نماید، در این صورت هیچ مانعی ندارد و مطلقا" حرام نیست.
2- غناء باطل : آن است که متناسب با مجالس فسق و فساد لهو و لعب باشد ( رقصیدن ، پایکوبی و شراب خواری و تداخل نامحرمان ) مانند مجالس بنی امیه و بنی عباس به شکلی که مردان برزنان خواننده وارد می شده اند و با کلمات باطل اجرا می کرده اند و شراب می نوشیدند و با وسایل موسیقی مانند نی و تار همراه بوده است.
گفتارهای مرحوم مقدس اردبیلی در مورد غناء :
1- اجماع ثابت نشده در حرمت غناء مگر در غیر مراثی.
2- اخبار صحیح و صریح در تحریم مطلق غنا نیست.
3- إصالة الجواز.
4- اگر غناء کمک بر گریه و حزن و اندوه بر ائمه معصومین است، که در این صورت ثواب عظیم دارد.
5- غناء در مراثی حضرت اباعبدالله الحسین ، از قدیم از زمان مشایخ متعارف بوده و کسی آنرا انکار نمی کرده است.
6- ادلّه جواز نوحه خوانی بر مردگان مردم.
سخنان دکتر علی شریعتی در مورد موسیقی :
آیا موسیقی در مذهب شیعه حرام است ؟
1- دستگاههای تبلیغاتی شیعه فعلی ، که از توجیه و تفسیر منطقی و تحلیل تاریخی بسیاری از عقاید و احکام خاص شیعه عاجز است ، در برابر انتقاد روشنفکران که : چرا موسیقی - که یک هنر عمیق و مؤثر است و می تواند بسیار هم مثبت باشد - در شیعه حرام شده است ؟ از پاسخ درمانده است.
2- نه در کتاب ( قرآن ) و نه در سنت ( حدیث ) هیچ سندی در حرمت موسیقی نمی یابند.
3- برخی به آیه « فاجتنبوا قول الزّور » تکیه می کنند و « قول الزّور » را که به معنی حرف مفت است ، دلیل حرمت موسیقی در قرآن گرفته اند و نمی دانند که اساسا" موسیقی صوت است ، نه قول.
4- اینها گویی تنها تصنیف های چرندی را که مطرب ها به آوازه می خوانند ، موسیقی خیال کرده اند، یا موسیقی را جزء « لهو و لعب » شمرده اند ؛ در حالیکه « لعب »بازیهای سرگرم کننده بی فایده است ، و « لهو » هر عمل یا سخنی که وقت و انرژی را صرف می کند و هیچ چیز مثبتی تولید نمی کند.
5- در حالی که برخی از انواع موسیقی مثل دیگر هنرها ( مثل شعر ) می تواند در خدمت ایمان و روح و علم و تربیت و تکامل و تلطیف احساس قرار می گیرد و یک سمفونی عمیق از یک فلسفی یا اخلاقی اثربخش تر است.
6- شنیدن سمفونی پنجم بتهون که آنهمه شکوه و اقتدار به انسان می بخشد حرام است و کشیدن تریاک - چون مسکر مایع نیست - حلال !! ، این چه جور فقهی است؟
و از طرفی می پرسند : پس چرا به خوش خواندن و حتی به آواز ، آنهم در دستگاههای علمی مشخص و آهنگ های مختلف هنری تکنیکی اثرگذاری اخلاقی اجتماعی فکری تخدیری و تحریکی درباره اش حکم کرد؟
درست همچون دیگر هنرها ، مثلا" شعر که میتواند در خدمت آگاهی و ایمان و حرکت و سازندگی و ایجاد قدرت و شعور در جامعه قرار گیرد و نقشی چون شمشیر مجاهد داشته باشد ، و قلم روشنفکر ؛ در عین حال هم میتواند در خدمت جنسیت ، خواب ، تخدیر ، انحراف ، لذت جویی غریزی و تباهی و فساد و هوس باشد و نقشی چون هروئین ، زهر ، بیماری ، جهل و بلای مصیبت بار.
7- در فقه شیعه برخلاف آنچه امروز در میان عوام رواج یافته ، آنچه مطرح است حرمت «موسیقی» نیست ، بلکه اصطلاحی که در متون علمی ما وجود دارد و در زبان فقهای ما عنوان می شود ، حرمت « غناء » است.
8- متأسفانه بدون داشتن هیچگونه شناخت و با این طرز تفکر که « تغزّل » اغلب به معنی سرودن شعر شهوانی و عاشقانه است ، « تغنّی » اصطلاحا" نواختن و خواندن ( ساز و آواز ) است و مقصود ازاین نوع ساز و آواز ، موسیقی شهوانی و عاشقانه مطربی است که معمولا" با رقص های هوس انگیز کنیزان و آوازخوانی خوانندگان تصنیف های عشقی و شهوانی ، هجوهای تبلیغاتی متملّقانه علیه مخالف و ... را به آواز تحریک آمیز در مجالس عیّاشی و شب زنده داری های اشرافی می خوانده اند ، توأم بوده است.
9- سمفونی شوپن ، موتسارت ، باخ و بتهوون و ..غناء نیست. ساز و آواز اساتید : اقبال آذر ، طاهرزاده ، ظلی ، تاج ، بنان ، دردشتی و ...غناء نیست ، روحانیت است . برای مثال سمفونی پنجم را وقتی که مرد آهنین آلمان _ بیسمارک _ می شنود ، اشک یر گونه اش جاری می شود و با حالتی تأمل آمیز و عمیق عرفان گونه می گوید:« در این اثر ، تمامی اسرار حیات و پیچ و خم های ناپیدای روح آدمی و بازی شگفت تقدیر را می شنویم » ، را نمی توان با « بابا کرم » ، « ساز و آواز شکوفه نوئی و تصانیف پوچ و متعفن » ، « جازهای آمریکایی - راک - گربه های سیاه - شوهای کاباره ای و موسیقی رقص ..و ... » که بدبختی و ذلّت و تخدیر و تن به ضعف و لاابالی گری دادن و خیالات پرستی و تباهی یک جامعه را تکافو کند مقایسه کرد و یکی دانست ؛ مگر از روی عناد و غرض ورزی و دشمنی های دیرینه با احساسات و حالات درونی روحانی بشر که از قدیم و بدون تشریح و توجیه علل منطقی بوده است.
10- منع از موسیقی و تحریم آن در شیعه ، منشأ سیاسی - مذهبی دارد ، نه در اصل اسلام مورد تحریم قرار گرفته باشد ، و آنرا باید در خط دیگرگونی حکومت اسلامی به سلطنتی عیاشی اموی و عباسی جستجو کرد و تاریخ ، آنرا تأیید می کند.
11- بنابراین موسیقی را باید به « مثبت » و « منفی » تقسیم کرد ، یعنی هنر در خدمت جامعه و مسئول ، که آن مثبت است و غیره حرام .
نوشته شده در جمعه دهم خرداد 1387 و ساعت 11:36
نویسنده : [ محمود مونسي ســـــردرود ]
[ ]
[ لینک ثابت مطلب ]
[ 5 بالاي صفحه ]
